خرید بک لینک
ديروز وقتي کيان زنگ زد وخواست بازهرا برم پيشش يک لحظه شک کردم خبريه.توراه ساکت بودم وفقط به حرفهاي زهرا گوش ميدادم.دلم فقط پربود از حدس وگمان.وقتي رسيديم يک آقاي حدود چهل وپنج شش سال نشسته بود ودرلحظه ورود نگاهي سنگين به من وزهرا داشت.جالب بود کيان نميگفت شماهم بشينيد واين شک منو بيشتر ميکرد.چندتا سؤال درمورد حوزه وطلبگي ازم پرسيدن.تأیید شد اون آقا تصميم داره دختراشا بفرسته حوزه درس زندگي يادبگيرن.برام جالب بود که مردم تصورشون از حوزه يا مداحي و زيارت عاشورا خوندنه يا اينکه اونجا همسرداري و...آم

برچسب: نویسنده: آرشان نوروزی تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 21:35

صفحه بندی